تبليغاتX
[...] کلمات پنهـــــــان
درآغازهیچ نبود کلمه بودآن کلمه خدابود.
 

كتاب برگزيده مقالات

     مقاله ی: نقش قصه ها درتبادل تجربيات بشري وانتقال فرهنگ ها نوشته ي :مرتضي حاتمي دركتاب برگزيده ي مقالات قصه گويي دردهمين جشن واره ي قصه گويي كانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان چاپ ومنتشر شد.

    اين كتاب توسط معاونت فرهنگي كانون در204صفحه و زير نظر آقاي مهندس كريمي_ معاون سابق فرهنگي كانون_ دركيفيتي مطلوب چاپ ومنتشر شده است.

درپيش گفتار اين كتاب آمده است :

        ازمجموع مقالات{70مقاله} تعداد13 مقاله پس ازعبور از روندهاي ارزيابي هم خواني وانتخاب به مرحله ي پاياني راه يافتندوبه عنوان مقالات برگزيده،دركتابي كه يادبود دومين فراخوان مسابقه  مقاله نويسي درباره ي قصه وقصه گويي است،منتشر مي شود.

+ نوشته شده در  86/10/21ساعت 10  توسط مرتضی حاتمی  | 

داستان کوتاه:

خاطرات مدفون

گل قرمز باتلاقی به کفش وپاچه ی شلوارم چسبیده.ازلای ماشین های قطارشده،پشت به قبرهابه آرامی راه می افتم.همان روز که تورا دراین گودال گذاشتم ومشت مشت خاک وقلوه سنگ برسروصورتت ریختم،هوانیمه ابری وسرد بود.

ته آسمان از رعد وبرق های بریده بریده روشن وخاموش می شود.ماهی کوچک سرش را ازآب بیرون آورده وبا چشم های تلسکوپی اش همه جا را می کاود.زبان شعله ی فانوس ازلای شیشه ی نیم بند پرت پرت می سوزد.گلدان وشیشه های گلاب،زیر لنز تلسکوپ دیده می شوند.ته مانده ی شیشه ی گلاب راتوی کاسه می چکانم.قبرستان طعم سبزه ی گندیده می دهد.به جزچندمرد و زن که دردورترین نقطه ی قبرستان دورهم جمع شده اند،هیچ کس دیده نمی شود.کنارسفره،قاب چوبی با لبخندی شکسته،چشم هایش رابه درچوبی میخ کرده .سفره ی هفت سین نیمه خالی است.مهساومرضیه مثل همه ی سفره های قبلی،قهرکرده اند.ماهی راتوی پارچ پلاستیکی می اندازم وآن راکنار سکه ی 50 ریالی می گذارم.خون اززیرجوش های چرکی هنوزتیک می زند.اتاق پرازنفرین می شود.

- ماهی سیاه راکنار پول نگذار.سیاه پول تر می شویم...

بدبخت!

مهساومرضیه باهم،ریزریزگریه می کنند.مادرهم محکم برسرش می کوبد...

ازاتاق خارج می شوم.صدای نفرین های داغ شده هنوزبامن همراه است.آسمان امروزهم نیمه ابری است.کناراولین قبر می ایستم.نوشته هایش خوانده نمی شود.روی سنگ یک شانه ی چوبی سنگ شده وچندنوار باریک کودکانه به جامانده است.تکه چوبی بر می دارم وشروع می کنم به کندن زمین...

-لااله الا الله...

باران نم نم می بارد.قبرستان طعم خاک می دهد.مشتی ازخاک راتوی جیبم می ریزم.همه به من نگاه می کنند.

-فاتحه...

قبرآماده شده. مشتی خاک ازجیبم بیرون می آورم وتوی قبر می پاشم.خاک هاوقلوه های کوچک سنگ راتوی قبرمی ریزم.باکف دست روی برآمده گی به آرامی ضربه می زنم.دست هایم رادرجوی باریک آب می شویم.

نوک انگشت پاهایم کزکز می کند.هنوزته مانده ی اسفند ازآسمان آرام آرام پایین می آید.درد سردی دراستخوان هایم می پیچد.غروب هشتمین روزی است که رویایی ازمیان تقویم خط خورده وتپه ای کوچک ونوجوان برخاک قبرستان سبزشده.انگشتم راروی گل نرم می کشم واسمم راروی صفحه ی گلی قبر می نویسم.

ماهی روی آب می آید.تکان کوچکی می خورد وآخرین لذت سرد دیرگذر خاک از زیر پولک های سیاهش لیزمی خورد.دهانش بازوبسته می شود....هوا...هوا...ماهی کوچک پلک هایش رامی بندد.کاسه ی آب رابه آسمان می پاشم...قبرستان بوی ماهی می گیرد.روی آخرین تپه ی قرستان که هنوز بوی چلهم می دهد انگشت اشاره ام را فرو می کنم و برای همه ی کودکی های دفن شده ی ناتمام فاتحه می خوانم...

 

                                    خرم آباد-   ۸/۱/۸۵

 

+ نوشته شده در  86/10/16ساعت 23  توسط مرتضی حاتمی  | 

غزاله علیزاده-نویسنده

 به زودی...((غلام خانه های روشن)) بررسی کوتاه آثار نویسنده ی فقید غزاله علیزاده

+ نوشته شده در  86/10/16ساعت 3  توسط مرتضی حاتمی  | 

حاتمی وچینی فروشان(مدیرعامل کانون پرورش فکری کشور)

مصاحبه ی روزنامه ی سراسری شاپرک با  مرتضي حاتمی

مسوول کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان شهرستان صحنه

- مراكزنمونه با چه هدفي انتخاب مي شوند؟

      مراکزموفق با اهداف؛

))1- شناسايي مراكز فرهنگي هنري پويا و تلاش و قدر داني از زحمات نيروهاي اين مراكز

2- فراهم كردن بستر رقابت سالم ميان مراكز و درنتيجه ايجاد حركت و پو يايي در سطح فعاليت هاي فرهنگي كانون در كل كشور

3- ايجاد زمينه براي نو آوري در روش ها باز نگري در موجودي ها و امكانات و استفاده بهينه از فرصت ها ، منابع انسانی

4- بالا بردن سطح كيفي فعاليت هاي فرهنگي هنري ومراكز و حركت به سمت استاندارهاي كشوري به علت فراهم شدن امكان ارزيابي صحيح فعاليت ها

5- فراهم كردن زمينه همكاري ، تعادل و مشاركت ميان كليه نيروهاي فرهنگي هنري وادبي در كشور 

6- افزايش سطح نظارت كارشناسي در مراكز فرهنگي هنري))

انتخاب می شوند.

- انتخاب مركز نمونه طي چه شرايط و مراحلي انتخاب مي شود ؟(استاني ، منطقه و استاني)

      انتخاب مراكز نمونه در سطح استان با توجه به سهيمه اي كه براي استان مزكوردرنظرگرفته شده انجام مي شود.ارسال و فرم خود ارزيابي توسط مسوول مركزبه استان،بررسي اين فرم ها و گزارش هاي ارسالي،توسط شورا و ستاد ارزش يابي استان و معرفي مراكز برگزيده استاني و ارسال  مدارك به معاونت فرهنگي كانون،بررسي مدارك وباز ديد احتمالي ستاد ارزشيابي كشور ،بررسي و داوري نهايي وسپس اعلام اسامي مراكز موفق،مراحل انتخاب مراكز موفق كانون است.

- چه نسبت ميان موفقيت اعضا با موفقيت مركز بر قرار است ؟

حكايت اين سوال حكايت كاشتن و برداشتن است.قطعاًموفقيت هايي که اعضا در زمينه هاي مختلف به دست آورده اند،ريشه در برنامه ريزي هاي اصولي و صحيح مركزكه همان رمز موفقيت و نمونه شدن است،دارد. هر فعاليت هدف مندكه برانديشه هاي مخاطب تأثير مثبت بگذارد ودریچه ای تازه به دنیایش بازکند،بي شك توفيق مركزومربيان را نشان مي دهد.یعنی هرچه قدر برنامه هاوفعاليت هاي مركزتاثیرگذاروجذاب و متنوع باشد،مخاطبان(اعضا)به بالندگی،طلوع و رویش فکری بیشتر نزدیک می شوند.

-آيا نوآوري مي تواند يكي از شاخصه هاي گزينش مركز نمونه باشد؟

         همين طور است.نوآوري و خلاقيت؛لازمه ي،پويايي،تحرك،نشاط و بالندگي است.

      مراكزموفق كانون،به اين مؤلفه هاپاي بندند.تنوع فعاليت هاي كانون و عشق وتعهدكاري درمربيان،خودباعث ايجادحركت هايي نو و خلاق درمسير اهداف متعالي كانون و رسيدن به((آنی))است كه براي همه ي تلاش گران عرصه تربیت و((رشد من الغی000))مقدس وحتمي است.به جرأت مي توان گفت كه بيشتر مربيان كانون خلاق و مبتکرند،زیرا بسترهای خلاقیت درکانون مهیا وگسترده است.

- شادابی ونشاط،تنوع فعالیت ها ودیگرشاخص ها رانیزنام ببرید.

تنوع فعالیت های کانون خود باعث شادابی ونشاط میان مربیان واعضامی شود. به گونه ای که هیچ کس درکانون احساس خسته گی وفرسایش نمی کند.انسان ذاتاًتحولگرا وعلاقه مند به تغییروتحول درراستای تعالی ورشداست.هیات مرکزی انتخاب مراکزموفق؛نیزتعدد وتنوع بسیارفعالیت های اجراشده درمرکز صحنه راموروتوجه قرارداده وبه عنوان یکی ازمعیارهای این انتخاب مدنظرداشته است.

- آيا برنامه ريزي ، فعاليت علمي ، تقويم فعاليت مراكز هم جزء شاخص هاي نمونه است؟

برنامه ريزي درهركار،قطعاً موفقيت بسیار به دنبال دارد.مركز فرهنگي هنري صحنه،با برنامه ريزي صحیح و اصولي،برگزاری جلسات متعدد شوراي فرهنگي وتقسيم كارميان هم كاران وپي گيري ونظارت مستقيم بر روند اجرا و انجام امور،به همراه تقويم روزنامه،(تقویم کاری)که به صورت مدون وزمان بندی شده به مربیان داده می شود تاحصول نتیجه ادامه داشته است.

- يك مركز نمونه به معني مركز استاندارد هم هست؟

  پاسخ دادن به اين سوال كمي سخت است.زيرا سؤالي كلي است .استاندارد تعريف خاص خود را دارد و نمونه نيز هم چنين. نوع نگاه به مقوله استاندارد ونمونه باتوجه به معيارها،قابليت ها، وتوان مندي هاي سازمان ها و ادارات و نهادها، متفاوت است.

استاندارد محدوده ها و زیرمجموعه های زيادي دارد.استاندارد منطقه اي، استاني،ملی وجهاني.

   تصور مي كنم كه مربیان درمراكز فرهنگي هنري كانون نيز با تلاش ساير عوامل و مسوولين ارشد در راستاي استاندارد شدن جهاني قدم بر مي دارند.

- يك مركز استاندارد ازچه شاخص هايي برخوردار است؟

 شاخصه هابی یک مرکز موفق می تواند از نظر كميت اعضا،برنامه ريزي صحيح و اصولي،تقسيم كار،نیازسنجي از اعضاومخاطب وبر آوردن نيازهاي مخاطب،تنوع فعاليت هاواثربخشي فعاليت ها بر مخاطبان ، استفاده ی مطلوب وبهینه از همه ی امكانات و تجهيزات وتلاش آگاهانه و هدف مند و هم سويی همه ي عوامل مركز و پويايي و حركت رو به رشد مركز راستاي اهداف عالي كانون؛باشد.

-موقعيت صحنه را درجغرافياي ايران توضيح دهيد.به ويژه موقعيت جمعيتي،آب و هوايي، بافت روستايي...

       صحنه در 55 كيلومتري شرق شهر كرمانشاه با قدمتي بيش از چهار هزار سال ودرميان كوه هاي بلندزاگرس ودرهم سایه گی درختان كهن سال چنار موج و در لابه لاي كوچه باغ هاي پر ياس و گيلاس قرارگرفته است. با مردمي مهمان نواز و هنرمند كه سر پنجة انگشتان شان  ردي از ساز عرفاني و سنتي((تنبور))نشان داردوكودكان هنرمندش كه پنجه برصفحة چوبي سه تار و تنبورمي كشند. اين شهر از فعال ترين شهرستان هاي استان كرمانشاه درزمينه هاي فرهنگي وهنري است.آب هواي اين شهر،مطلوب و به واسطه ی طبيعت سبز و گسترده اش،خوش آب وهوا ترين شهراستان به شمار مي رود. آثاربه جا مانده ازدوران مادها (دوگوردخمه) قدمت تاريخي اين شهر را به هزاران سال بازمی گرداند.صحنه داراي بخش های مركزي  ودينور است با جمعيتي نزديك به 70هزار نفر و بر سر راه و جاده اصلي قرار گرفته و مردمانشباآب وآیینه وسلام واسپند،بدرقه كننده زائران عاشقان اباعبدالله الحسين و مولا علي (ع) مي باشند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/10/16ساعت 3  توسط مرتضی حاتمی  | 

 

 

به بهانه ی سومین سال انتشارهفته نامه ی صدای آزادی

پیش از انتشاراولین شماره ی صدای آزادی درروز سه شنبه 22دی ماه83 زمزمه ی این تولد مقدس راازدوستی اهل قلم شنیده بودم...والان سه شنبه است وهوا هم کمی سرد ترازروزهای قبل است وصدای آزادی گرم تر از همه ی روزهای سرد زمستان ودی به نامی متعالی وحرمتی زیبا درمیان کلمات وسطرسطرروزنامه هاوکانون های ادبی سراسر استان باستانی کرمکانشاه زمزمه می شود. صدای آزادی درحالی سومین سال فعالیت ارزش مندش رامی آغازد که جای گاهی معتبر  محکم درمیان اهالی فرهنگ وادب وروزنامه نگاری کسب کرده است.

انتشار نشریه درهواوآسمانی ابری که هرلحظه رعدوبرقی ناپیدا وتعریف شده فضا رامتغیر می کندواحساس دل تنگی برای مدیر نشریه به وجود می آورد.مدیری که انتشار نشریه اش به معنای ادامه واستمرار حیات خوداوست وهرلحظه ای که نشریه اش آماده ی تولد می شودفشارودردواضطراب وتشویش براوچیره می شود.لحظاتی که فقط اومی داندازجنس چیست واین مولود کوچک چه گونه باید خود را درذهن واندیشه ی مخاطبش فروکند که برای همیشه های ابدی ماندگار شود.

صدای آزادی عنوان مقدس نشریه ی آقای جلیل آهنگرنژاد است.ایشان فرهنگی خوش نامی است درعرصه ی فرهنگ وادب این استان که تاالان از شان وجای گاه این عنوان ارزش مند با آگاهی وبصیرت وحرکت روبه تعالی دفاع کرده است.آهنگر نژادشاعروروزنامه نگاری است که خدمات شایسته وقابل توجه او دربیشتر عرصه های ادبی وفرهنگی استان برکسی پوشیده نیست.حضور موثر اودرراه اندازی ومدیریت صفحه ی ادبی(گلبرگ اندیشه) درهفته نامه ی چاوان وسپس ابوذرتنوع وتکثر ادبی ای که در صفحات مقدورآن هفته نامه سیال ومستمر بودتفاوت های اساسی با دیگر صفحات ادبی نشریات آن روزها به نمایش می گذاشت.جلیل آهنگر نژاد را به حق می بایست یکی ازتاثیر گذارترین روزنامه نگاران وشاعران ادبیات کردی وفارسی در این چند سال اخیر به حساب آورد.ادبیات شعری اورابه زمان دیگر موکول می کنم.

دغدغه های فرهنگی وادبی آهنگرنژاددرسطرسطرولایه لایه های نشریه اش به خوبی آشکار است.به نظر من دلهره ی هویت ادبیات کرمانشاه تعالی وارتقای فرهنگ وادب کردی این سامان وپاسخ به نیازهای فرهنگی– رسانه ای مخاطبان مثلث آسمان ذهن آهنگرنژادیوده است.اودرطول این چند سال حضور جدی وفعالانه به همه نشان داده که نگاهش از پرچین های محدود امروز که آفت وبلای جان سخت ادبیات شده گسترده تربوده است.اودرهرموقعیت وزمان مقدور تلاش خودرابه گونه ای موثر ومکتوب نشان داده است.او نگاهش را از حصار تنگ نظری ها وبسته اندیشی ها قربانی نکرده و بالندگی رشد فرهنگ وادب مکتوب کرمانشاه ازدیرباز دغدغه ی اوبوده است.

هفته نامه ی صدای آزادی به جرات میتوان یکی از ماندگارترین نشریات استانی غرب کشوربرشمردوجهه ی فرهنگی ادبی غالب درصفحات این نشریه بی شک ازرازهای ماناو ماندگاری آن بوده است.

صفحات صدای آزادی بابه کارگیری ادواری صاحبان خرد واندیشه باهمان تنوع وتکثر آگاهانه وبالنده درزمینه هاوقالب های مختلف ادبی از طراوت وجذابیت خاصی برخوردار بوده است.توجه به سلایق مختلف در گروه های سنی متفاوت نیز از مهم ترین عنایات او وتیم تحریریه اش بوده است.بخش اعظم مطالب صدای آزادی به فرهنگ وادب فارسی وکردی اختصاص یافته مخاطب حرفه ای و((درشت اندیشه۱))این هفته نامه رابه حرمت به دست می گیردوبااحترام آن راورق می زندوسپس آن گاه آن رادرآرشیو نگهداری می کند.

آهنگرنژادتنهادرصدای آزادی برای اعتلای ادبیات این سرزمین باستانی نمی کوشد اوباراه اندازی سایت ارزش مند بلوط به انتشار آثار قوی وبرجسته دردوزمینه ی ادبیات کردی وفارسی درسطح گسترده ودنیای مجازی می پردازد.بلوط زیبا وبامسما پنجره ی کوچکی است که یادآور استقامت وپای مردی کوهستان وسرسبزی بلوط ومردان وزنان کردزبانی است که آوازه ی بخردی شان درسرهر کوی و برزن پیچیده است.

نبایدازیادبرد که جوانه هایی قشنگ درقالب ویژه نامه های ادبی ازاین درخت سه ساله پاجوش زده ودردستان مخاطبان آرام آرام جان می گیرد.این اتفاق دردوران مسوولیت اوبرصفحات ادبی هفته نامه ی ابوذر نیز بارهاشاهدبودیم.

آهنگرنژادشاعرصاحب سه مجموعه شعر منتشرشده به زبان های کردی وفارسی نیز هست که درجای خود به بررسی آن ها خواهیم پرداخت.

تلاش وهمت بی وقفه ی جلیل آهنگرنژاد شاعروروزنامه نگارمتعهد را ارج بنهیم ودستان پرمهرش رابفشاریم

صدای آزادی و بلوط و جلیل آهنگر نژاد درشکل گیری اندیشه های ناب انسانی ومعنوی سهم ارزنده ای داشته اند این رافراموش نکنیم.


1-ازاستادفریبرز ابراهیمپور(ف.الف.نگاه)

دی 86

 

 

+ نوشته شده در  86/10/12ساعت 18  توسط مرتضی حاتمی  | 

   

 

مرتضی حاتمی-پاییز85

اِنّ احسن القصص وابلغ الموعظه وانفع التذكر،كتاب ا... عزذكره .

بهترين قصه ها و رساترين موعظه ها و سود مندترين تذكرها ،كتاب خداوند متعال است .

حضرت علي (ع) روضه ي كافي

     مي گويند : « قصه از زماني متولد شده است كه انسان به وجود آمده و تا زماني كه انسان هست قصه هم خواهد بود .1» يعني تاريخ تولد قصه را زمان بي آغاز انتخاب كرده اند . انسان ها به دلايل ويژگي هاي فطري و مشترك ، نقش متعاملي در زندگي هم ديگر دارند . دلايل مختلفي وجود دارد كه انسان هاي امروزي را از دورترين مرزهاي ممكن به هم نزديك مي كند . انسان به علت داشتن ويژگي حضور اجتماعي و ايجاد ارتباط متعامل با انسان هاي ديگر ، اجتماعي بودن از ويژگي هاي بارز انسان بوده است .((زندگي جمعي؛رفتارانسان رابه صورت خاصي تغييرمي دهد.ارتباط افرادباهم وطرزبرخوردافرادوانتظارات آنهاازيكديگردررفتارآنهاتاثيرمي كند.))2

     همين ويژگي نيز عمري به درازاي تاريخ خلقت دارد.از همان لحظه اي كه جمعيت جهان به تعداد انگشت هاي دست ها نمي رسيد ، احساس نياز به ايجاد ارتباط با انسان هاي ديگر در ضمير انسان طراحي شده بود .

     انسان ها با تبادل تجربيات و ايجاد ارتباط هاي كلامي و رفتاري سعي در برطرف نمودن يك سري نيازهاي فردي اجتماعي و رواني داشته است .

     براي كلمه قصه تعاريف متعددبيان نموده اند كه درادامه به بخش كوتاهي از آن اشاره مي كنيم :

1- قصه قديمي ترين شكل ادبيات است. 3

2- قصه بيان زندگي بشر است درمسير تاريخي آدم تا انسان .4

3-معمولاً به آثاري كه در آن ها تاكيد بر حوادث خارق العاده بيشتر از تحول و تكوين آدم ها و شخصيت ها ست ، قصه مي گويند .5

4- ا . [ع] .«قصه» (ق صّ)جزحديث،حكايت،داستان،قصص جمع. 6

5- حكايت،داستان،سرگذشت.سخن . 7

6- واژه ي« قصه» مصدر عربي از ماده ي«قصص- يَقصُص» به معني « دنبال » كردن اثر و

ردپاي كسي يا حيواني آمده است،معاني ثانوي ديگري چون؛بيان كردن،گفتن،داستان سرايي  نقل كردن نيز درفرهنگ هاياد شده است . 8

7- قصه نمودارقسمت مهمي از ميراث فرهنگي هر قوم و ملتي است . 9

8- قصه درتاريخ ادبي بيشترملت هابه معناومفهوم حكايت،سرگذشت وبيان حوادث شگفت انگيزگذشته درزمان حال است . 10

9- تركيب خاصي درنقل حوادث خواه واقعي ،خواه خيالي كه در خلال آن شخصيت ها رشد مي كنند . . .11

10 قصه،حكايت،داستان،سرگذشت 12

    قصه ها گاه فرارپاسخي به ناكامي هاي انسان است .به قول صادق هدايت نويسنده ي مطرح؛« قصه يك راه فرار براي رسيدن به آرزوهاي ناكام است. »

  با چيدن اين تعاريف كنارهم وجمع بندي آن ها،در مي يابيم كه جريان حساب وتعريف شده اي اين تعاريف را به هم متصل كرده است . حضور لازم و بايايي درآن ديده مي شودكه شايد به راحتي به چشم نيايد .

 در اين تعاريف حركتي جريان دارد كه ريشه درزمان و مكان و محورمثلث انسان قرار دارد  زمان در تعريف قصه اين گونه محاسبه شده كه درلحظه اي ازخلقت ، اتفاقي مبارك افتاده است . اتفاقي كه بي شك انسان مسبب وقوع آن بوده است .همان لحظه اي « آني » كه به صورت ميراثي كهن از گنجينه ي فرهنگ بشري تا به امروز رشدوتعالي داشته است.لالايي هاي مادرانه،يكي ازنمونه هاي برجسته ي اين گنجينه است .

   مكان در وقوع زمان و وقوع زمان در پيدايش قصه،درمحدوده وپرچين نمي گنجد . مكان مرزها را به سرعت طي كرده . گاه سر از مكاني درآورده كه در تقسيم بندي جغرفيايي ، نامي  رابراي آن ثبت نكرده اند و گاه درآن سوي آب ها و اقيانوس هاتعدادي انسان را دور هم جمع كرده و . . .

   قصه،توانسته ميان فرهنگ هاي مختلف ملل نقش پلي ارتباطي ايفا كند . مي دانيم فرهنگ مجموعه اي از آداب و رسوم و دانش و معرفت بشر است . انسان براي ماندگاري خود و انديشه هايش ، به قول هِگِل- فيلسوف انسان چيزي نيست جز مجموعه اي از كارهايش »              

به ابزاري قدرت مند و تأثير گذار نيازمند است . ابزاري كه زباني مشترك و گويا و مؤثر داشته باشد و به راحتي بتواند نقش پيوندي ميان انديشه ها را ايفا نمايد . ابزاري كه به راحتي در دست باشد و در كوتاه ترين زمان ممكن ، كارايي خود را نشان دهد .

قصه همان وسيله ي معتبر و در دسترس است كه مهمترين عامل در انتقال فرهنگ ها و تجربيات بشري ايفا نمايد .

   هر ملت ، داراي فرهنگ هاي مختلف و متنوعي است .«تحقيق و مطالعه در قصه هاي ملل ازبه اين علت مهم است كه بتوان به برداشت هايي از زندگي كه مبنا و پايه ي اين قصه هاست پي برد و از جانب ديگر از آن رو كه بتوان  به كشف روابط بين فرهنگ ها نايل آمد و برآن پرتو افكند.»

         قصه به عنوان بخشي از ادبيات شفاهي ملل ميراث فرهنگي ساير ملل را از نسلي به نسل ديگر منتقل كرده است . در دهكده ي جهاني كه در آن زندگي مي كنيم ، فاصله به اندازه يك كوچه تغيير پيدا كرده است.

« در ازل پرتو حسنت ز تجلي دم زد /عشق پيدا شده و آتشي به همه عالم زد»

      فرهنگ بشر تا قبل از پيدايش خط و الفبا ، به واسطه ي زبان و گفتار به بالندگي رسيده ، از آنجاست كه با كشف الفبا ادبيات شكل مكتوب به خود مي گيرد و از اين روست كه ماندگاري ادبيات بيمه مي شود. با اين اميد كه روزي از راه برسد و نسل حاضر از تجربيات و انديشه هاي نسل پيش استفاده ببرد .

     قصه ، بخشي از ادبيات شفاهي است و ادبيات شفاهي مجموعه اي از نوشتار و گفتاري است كه ديده نمي شود اما شنيده مي شود . نوشتار شفاهي ، پويا و بالنده است.        نوشتار شفاهي ريشه در زبان دارد و زبان عنصري فعال و جان دار است.زبان همواره قابل كشف و بررسي بوده است.دنيايي كه زبان در آن سير مي كند؛بسياروسيع ، غني و گسترده است .زايندگي و پالايش ازويژگي هاي برجسته زبان است.زبان،ساختاري قدرت مند و غير قابل نفوذ دارد .

     ادبيات شفاهي ملل ، از درخت زبان ريشه گرفته و شاخه هايش در سراسر جغرافياي مرزها گسترده شده ، اين درخت با شاخه هاي پربركت و متنوعش ، در هر جاي جهان ، سايه انداخته است . به همين خاطر است كه داستان و افسانه هاي ملل ، سايه در جاهاي ظريف و تعريف شده ، به هم مي رسند و همديگر راتكميل مي كنند .

   نمونه هاي بسياري از نوشتار شفاهي وجود دارد كه نسل ها ست سايه به سايه ي اقوام با آن ها  حركت مي كند و رو به طلوع و «رشد» 13 در تلاش بوده است .((سيندرلا ، كُر كچل ، حسن كچل ، نخودي ، بزبزقندي ، شنگول و منگول حبه ي انگور ، قصه هاي ننه دريا ، پريا و ... ))هيچ گاه تنها نبوده اند . اينان داراي خواهران و برادران تني و ناتني بي شماري اند كه به واسطه ي جبر و گاه اختيار،در سراسر جغرافياي بشري پراكنده شده اند و هم چنان پيوند خواهري و برادري خود را محكم نگه داشته اند .

   اگر در خاور دور (ژاپن) «موموتا رو فرزند هلوها»14 درگوشه اي زندگي مي كند. در خاور  نزديك (ايران)(قصه ي نخودي) حضوري زنده در نگاه مخاطب دارد.دراستراليا  «سيريني» 15 خواهر تنبلي داشته و . . . در گوشه اي از غرب ايران زمين(داستان حسن كچل و مادرش .)برزبان همه جاري است.

   « اوكتي ميجي و اردك هاي وحشي16»  در ميان سرخ پوست ها زندگي مي كند .او موجودي بي ارزش ، خودپسند و دروغ گوست . نويسنده ي سوئدي«خانم سلما لاگرلوف» قصه ي « ماجراي نيلس هولگوسون »رابا پرداختي حرفه اي وقوي منتشر كردوهمين كتاب ، جايزه ي ادبي نوبل سال1909 را برايش به ارمغان آورد . 17

 درادبيات اقوام ساير ملل همين اتفاق نو افتاده.در منطقه ي غرب ايران و در ميان قوم كرد . قصه ها و افسانه هايي درشت انديشه و ماندگار در كتاب سينه ي بزرگترهاي قوم نوشته شده كه بهانه هاي ورق زدن آن،شب نشيني ها و دور هم جمع بودن هاست . كه  لحظه اي از عمر را به لذت و خاطره اي خوش سپري كنند .

    قصه هاي(( برادر ديوانه ،برادر عاقل))روابطي نزديك با قصه ي ((شاهزاده وگدا مارك تواين)) دارد . يا قصه ي ((پينوكيو آدمك چوبي)) با(عروس باران )بووكه باران- مناطق كردنشين كشورداراي وجوهي مشترك است.

         به بيان ديگرتاثيرگذاري اين نوع فرهنگ هابريكديگررامي توان ازاتفاقات قصه به حساب آورد.((ادبيات قومي كودكان ايران پيش ازآن كه ريشه درفرهنگ اين سرزمين داشته باشدازادبيات وفرهنگ كشورهاي هم سايه تاثيرپذيرفته است.))18

    اين بحث قابل بررسي وتجزيه است.زيراگذرزمان خودموجب ايجادتغييرات نسبي ومطلق درروابط اجتماعي وفرهنگي سايركشورهامي شودولي به علت غناي وسيعي كه برادبيات قومي ملل حاكم است هرگزنتوانسته اصل قصه رادست خوش تغييردهدوبه علت همين نزديكي عاطفي ميان انديشه ي ملل ازاهميت وحرمتي خاص برخورداراست.

 ((ادبيات كهن به لحاظ جنبه هاي بسيارسرگرم كننده ي آن براي چندين هزارسال محفوظ مانده واين امردرنزدكودكان  امروزي داراي ارزش بسزايي است.))19

     اقوام ومردم جهان باتبادل اين قصه هابه هم نزديك ترمي شوند.دردنياي شادوغم ناك هم سهيم مي شوندواين گونه خودرابه هم نزديك مي كنندتاروزي به ملكوت خودبازگردند.

 

                                                                                                      /دی۸۴

 

                                                    مراجع،منابع و پانويس:

 

1-    قصه گويي ، اهميت و راه ورسم آن ،رحماندوست ، مصطفي ،چاپ سوم ،( تهران انتشارات رشد1377)

2-    روان شناسي تربيتي ، شريعتمداري . علي. چاپ دوازدهم(تهران ،انتشارات امير كبير )

3- قصه گويي و نمايش خلاق ، چمبرز ، ديويي ، قزل اياغ، ثريا (مترجم)  چاپ اول ، (تهران انتشارات نشردانشگاهي 1366)

4- اصول و روش هاي قصه گويي (جزوه) ، غني ، رضا ، معاونت فرهنگي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان ، (تهران 1374)

5- ادبيات داستاني ، ميرصادقي، جمال ، چاپ دوم ، (تهران انتشارات موسسه ي فرهنگي ماهور) ، بي تا

6- فرهنگ فارسي عميد (تك جلدي ) عميد، حسن ، چاپ بيست و دوم ، (تهران انتشارات امير كبير ،1381)

7- فرهنگ فارسي (2 جلدي ) دكتر معين ، محمد، چاپ سوم ،( تهران انتشارات اَدِنا ، 1384)

 

8- قصه گويي و نمايش خلاق ، (رشته ي علوم تربيتي) پشت دار ، علي محمد‌،‌بي جا ،( انتشارات  پيام نور ،1376)

9- طبقه بندي قصه هاي ايراني ، مارزلف ، اولريش، جهانداري ، كيكاووس (مترجم) ، چاپ دوم ، تهران انتشارات سروش 1376

10- مباني ادبيات كودكان و نوجوانان ، ج اول ، حكيمي ، محمود ، كاموس ، مهدي چاپ اول ،( تهران انتشارات آرون 1382)

11- دايره العارف فارسي ، به سرپرستي مصاحب ، غلامحسين ،‌ جِ 2 ، چاپ دوم ، (تهران انتشارات امير كبير 1380)

 

12-فرهنگ فارسي عميد ، دكتر عميد حسن ، ج 2 ،( تهران انتشارات امير كبير 1381)

 

13-‌(( قد تبين الرشد من الغي ))؛قرآن كريم ، سوره ي بقره

 

14- افسانه هايي از خاور دور (ژاپن ) از مجموعه ي ملت ها قصه مي گويند (قصه ي موموتارو فرزند هلوها )؛ نواك ميروسالو.../ نيك پور ، اردشير (مترجم)( تهران  انتشارات امير كبير ، -كتاب هاي شكوفه-1379)

15- افسانه هايي از سرزمين استراليا ، از مجموعه ي. ملت ها قصه مي گويند (قصه ي بادام جادو) نوشته : ايس ، ولاديمير ، نيك پور ، اردشير (مترجم ) ،( تهران انتشارات امير كبير-كتاب هاي شكوفه -1379)

16- افسانه هايي از سرزمين سرخ پوستان ، (ج2) فوره سلتر ، هلن  . (قصه ي اوكتي ميجي ولك لك هاي وحشي ، نيك پور، اردشير  (مترجم)، (تهران  انتشارات امير كبير-كتابهاي شكوفه - 1379.)

 

17- سفر شگرف انگيز نيلس هولگرسون ، لاگرلوف ، سلما ، صفوي ، قاسم ( مترجم ) (تهران انتشارات سروش 1371)

18-تاريخ ادبيات كودكان ايران ، محمدي ، محمد ي،قائيني ، زهره ، جِ4 . (تهران ، انتشارات چيستا 1380)

19-پژوهشنامه ي ادبيات كودك و نوجوان ، سال هفتم ، شماره 27، زمستان 80

  

+ نوشته شده در  86/10/10ساعت 21  توسط مرتضی حاتمی  | 

استاد فریبرز ابراهیمپور

 

+ نوشته شده در  86/10/10ساعت 20  توسط مرتضی حاتمی  |